صغو
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(صَ غْ) [ ع. ]<BR>۱- (مص ل.) میل کردن، رغبت داشتن.<BR>۲- (اِمص.) رغبت، میل.<br>
فرهنگ فارسی معین
(صَ غْ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) میل کردن، رغبت داشتن. ۲- (اِمص.) رغبت، میل.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صغو. [ ص َغ ْوْ ] (ع مص ) میل کردن یا میل کردن کام دهن و یکی از دو جانب وی . ◄ مائل شدن آفتاب به غروب . ◄ مائل شدن نجوم به غروب . ◄ (اِمص ) میل، یقال : صغوه معک ؛ یعنی میل او بسوی تست . (منتهی الارب ).
صغو. [ ص ِغ ْوْ ] (ع اِمص ) میل . (منتهی الارب ).
صغو. [ ص ُ غ ُوو ] (ع مص ) میل کردن یا میل کردن دهن و یکی از دو جانب وی . ◄ مائل شدن آفتاب به غروب . ◄ مائل شدن نجوم به غروب . (منتهی الارب ).