صعود
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(صُ) [ ع. ]<BR>۱- (مص ل.) بالا رفتن.<BR>۲- (اِمص.) بالاروی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(صُ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) بالا رفتن. ۲- (اِمص.) بالاروی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صعود. [ ص ُ] (ع مص ) ببالا برشدن . (تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). ببالا رفتن . (مصادر زوزنی ) (غیاث اللغات ). بالا رفتن . (بحر الجواهر). برآمدن . (منتهی الارب )(بحر الجواهر). برشدن . عروج . ارتقاء. مقابل نزول .
صعود. [ ص َ ] (ع ص، اِ) جای بلند. (منتهی الارب ). ◄ عقبه ٔ دشوار. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ).عقبه ٔ دشوارگذار. (منتهی الارب ). ◄ راه بلند در کوه . (دهار). ◄ امر دشوار. (منتهی الارب ). ◄ ناقه ای که بچه ٔ ناقص زاده پس آن را بر بچه ٔ سال گذشته مهربان تا شیر دهد. الناقة تخدج فتعطف علی ولد عام اول . (اقرب الموارد). اشتر، که بچه بیفکند و بر بچه ٔ دیگر شیر دهد. (مهذب الاسماء). ◄ (اِمص ) بلندی، ضد هبوط. (منتهی الارب )(غیاث اللغات ). ◄ مشقت . (منتهی الارب ).
صعود. [ ص َ ] (اِخ ) کوهی است در دوزخ . (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ).
فرهنگ طیفی واژهدان
اوج، فراز، اوجگیری، رفعت، عروج، معراج، بالا رفتن اعتلا ارتقا، بالا بردن، ترفیع افزایش پرش سربالایی، فراز، شیب، قله، رأس کوهنوردی وسیله صعود: پلکان، پله، نردبان، آسانسور، پله برقی، راه پله
واژگان فارسی سره واژهدان
راه سربالا، خیز، بالا روی، بالا رفتن، اوجگیری، افزایش