فرهنگ لغت

صعق

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(ص یا صَ عَ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- بیهوش گردیدن. ۲- فنا شدن در حق است هنگام تجلی ذات حق.

معنی صعق | فرهنگ لغت