صعر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صعر. [ ص َ ع َ ](ع مص ) کژ کردن رخسار از کبر. ◄ کوچک شدن سر. ◄ خوردن صعاریر را که صمغی است . (منتهی الارب ). ◄ (اِمص ) کجی روی یا کجی یکی از دو جانب روی یا بیمارئی است در شتر که بدان جهت گردن را پیچ دهد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).