فرهنگ لغت

صعب

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(صَ) [ ع. ] (ق.) دشوار، سخت. ؛~ُالعبور جایی که عبور از آن مشکل باشد. ؛~ُالمنال دست نیافتنی، دور از دست. ؛~ُالعلاج مرضی که به سختی درمان پذیرد. ؛~ُالوصول دارای امکان دستیابی دشوار.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی صعب | فرهنگ لغت