صعب العبور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صعب العبور. [ ص َ بُل ْ ع ُ ] (ع ص مرکب ) دشوارگذار. دش گذار.
واژگان فارسی سره واژهدان
سخت، دشوار، بد
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صعب العبور. [ ص َ بُل ْ ع ُ ] (ع ص مرکب ) دشوارگذار. دش گذار.
واژگان فارسی سره واژهدان
سخت، دشوار، بد
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی