صطل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صطل . [ ص َ ] (ع مص ) محظوظ کردن . ◄ محظوظ کردن از جهت تحسین . (دزی ج ١ ص ٨٣٢). ◄ (اِ) سطل . (دزی ج ١ ص ٨٣٢).
صطل . [ ص َ / ص َ طَ ] (ع اِ) سطل .رجوع به همین کلمه شود. ج، اصطال . (دزی ج ١ ص ٨٣٢).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صطل . [ ص َ ] (ع مص ) محظوظ کردن . ◄ محظوظ کردن از جهت تحسین . (دزی ج ١ ص ٨٣٢). ◄ (اِ) سطل . (دزی ج ١ ص ٨٣٢).
صطل . [ ص َ / ص َ طَ ] (ع اِ) سطل .رجوع به همین کلمه شود. ج، اصطال . (دزی ج ١ ص ٨٣٢).