صطبل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صطبل . [ ص ِ طَ ] (اِ) مخفف اصطبل است : افریقیه صطبل ستوران بارکش عموریه گریزگه باز و بازدار. منوچهری . گوش بعضی از تعالواها کر است هر ستوری را صطبلی دیگر است . مولوی . رجوع به اصطبل شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صطبل . [ ص ِ طَ ] (اِ) مخفف اصطبل است : افریقیه صطبل ستوران بارکش عموریه گریزگه باز و بازدار. منوچهری . گوش بعضی از تعالواها کر است هر ستوری را صطبلی دیگر است . مولوی . رجوع به اصطبل شود.