صری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صری . [ ص ِرْ را ](ع اِمص ) (از نوع مضاعف ) نیک عزیمت بر کاری . یقال : و اﷲ انها منی صری ؛ ای عزیمة و جدّ. (منتهی الارب ).
صری . [ ص َ / ص ِرْ ری ] (ع ص ) (از نوع مضاعف ) درهم صری ؛ درم بانگ آور که بر ناخن زنند. (منتهی الارب ). درمی بانگ کننده چون بیندازند. (مهذب الاسماء).
صری . [ ص َ ری ی ] (ع ص ) اقدام کننده ٔ بر زن پدر خود. (منتهی الارب ).