صرف کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.)<BR>۱- به کار بردن.<BR>۲- خرج کردن.<BR>۳- سود داشتن، سود کردن.<br>واژه قبلی: صرف شدنواژه بعدی: صرفاً