صرصر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صرصر. [ ] (اِخ ) در نسخه ٔ حبیب السیر چ ١ سنگی تهران آن را از بلاد اقلیم چهارم شمرده است و در چ خیام بشکل خرخیر نوشته شده است و بامقابله ای با معجم البلدان چ مصر ج ١ ص ٢٩ که گوید: یبتداء من ارض الصین و التبت و الختن و ما بینها من المدن ... ظاهراً مصحف «ختن » باشد. رجوع به حبیب السیر چ ١ تهران خاتمه ٔ ص ٤٠٠ و چ خیام ج ٤ ص ٦٣٤ شود.
صرصر. [ ص َ ص َ ] (اِخ ) نام دو جایگاه بغداد است از نواحی صرصر علیا از قرای نهرالملک در طرف جنوبی سیب واقع است و سفلی شهرکیست در طرف شمالی آن و در طریق الحاج واقع شده و در پهلوی آن پلی از کشتیها ترتیب داده بودند برای رفتن بسیب ولی عبور و مرور از آنجا موجب اشکال بود لهذا ابن محاسن رحمه اﷲ پلی از آجر در آن موضع بنا کرد که پنج چشمه ٔ بزرگ و کوچک داشت و خرج زیادی شد. این مکان بنام صرصرالدیر معروف است چونکه دیری هم در اینجا وجود داشته که اثرش تا کنون پایدار است . جماعتی از اکابر تجار از این محل ظهور کرده اند. (مراصد الاطلاع ). درطریق حجاج از بغداد است، در گذشته «قصر الدیر» یا «صرصر الدیر» نام داشت . عده ای از تجار و اعیان از آن برخاسته اند. (معجم البلدان ). و نیز رجوع به تاریخ گزیده ص ٢٧١ و اخبار الدولة السلجوقیة ص ١٣٩ و نزهة القلوب ص ١٦٦ و ٢١٠ و اخبار الحکماء قفطی ص ٤٣١ شود.
صرصر. [ ص َ ص َ ] (اِخ ) دو ده است به بغداد علیا و سفلی و این بزرگتر است از علیا. (منتهی الارب ). دو دیه از سواد بغداد است . صرصر علیا و صرصر سفلی و هر دو برکرانه ٔ نهر عیسی باشند و بسا آن را نهر صرصر خوانندو نهر را به آن دو نسبت داده اند. میان صرصر سفلی و بغداد دو فرسنگ باشد. عبیداﷲبن حر گوید : و یوم لقینا الخثعمی و خیله صبرنا و جالدنا علی نهر صرصرا و یوماً ترانی فی رخاء و غبطة و یوماً ترانی شاحب اللون اغبرا. (معجم البلدان ).