صرافی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(صَ رّ) [ ع - فا. ]<BR>۱- (حامص.) شغل و کار صراف.<BR>۲- (اِ.) دکان صراف.<br>
فرهنگ فارسی معین
(صَ رّ) [ ع - فا. ] ۱- (حامص.) شغل و کار صراف. ۲- (اِ.) دکان صراف.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صرافی . [ ص َ رْ را ] (حامص ) کار صراف . شغل صراف : اما صرافی بهتراز کناسی . و شرط نیست که هر که ... درماند کناسی کندو از صرافی دست بدارد. (کیمیای سعادت ). ◄ (اِ) محل کار صرّاف . دکان صرافی . (ناظم الاطباء).