صحرارو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صحرارو. [ ص َ رَ / رُو] (نف مرکب ) صحراگرد. صحرائی . بیابانی : کرد صحرارو بیابانی چون ازو یافت آن تن آسانی . نظامی . و رجوع به صحرائی و صحرانشین شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صحرارو. [ ص َ رَ / رُو] (نف مرکب ) صحراگرد. صحرائی . بیابانی : کرد صحرارو بیابانی چون ازو یافت آن تن آسانی . نظامی . و رجوع به صحرائی و صحرانشین شود.