صحبتی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) [ ع - فا. ] (ص نسب.) همدم، هم صحبت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) [ ع - فا. ] (ص نسب.) همدم، هم صحبت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صحبتی . [ ص ُ ب َ ] (ص نسبی ) هم صحبت . همنشین : عمریست که ما صحبتی غم شده ایم سرمایه ٔ رشک اهل عالم شده ایم باقر! من و غم جدا نگردیم ز هم افیونی آشنائی هم شده ایم . باقرکاشی (از آنندراج ).