صبو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صبو. [ ص ُ ب ُوو ](ع مص ) وزیدن باد صبا. (منتهی الارب ). ◄ میل کردن خرمابن بسوی خرمابن نر که دور از آن بود. (مهذب الاسماء). ◄ میل کردن دل بکسی . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). ◄ میل کردن بسوی نادانی جوانی . میل کرد به کودکی و بازی و مشتاق آن شدن . ◄ برگردانیدن ماشیة سر خود را و نهادن آن را در مرعی . (منتهی الارب ). رجوع به ماده ٔ قبل شود.
صبو. [ ص َ ب ْوْ ] (ع مص ) میل کردن بسوی نادانی جوانی . ◄ میل کردن بسوی بازی و کودکی . ◄ میل کردن خرمابن بسوی خرمابن نر دور (از خود). (منتهی الارب ). رجوع به ماده ٔ ذیل شود.