صبرسنج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صبرسنج . [ ص َس َ ] (نف مرکب ) مخفف صبرسنجنده . آنچه بردباری دیگری را آزماید. کسی که صبر دیگری را بسنجد : امتحان صبرسنج کیست اسیر تا سیه کرده ای دو ابرو را. جلال اسیر.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صبرسنج . [ ص َس َ ] (نف مرکب ) مخفف صبرسنجنده . آنچه بردباری دیگری را آزماید. کسی که صبر دیگری را بسنجد : امتحان صبرسنج کیست اسیر تا سیه کرده ای دو ابرو را. جلال اسیر.