فرهنگ لغت

صبح

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

طلوع، بامداد، پگاه، سحر، فلق، سحرگاه، بامدادان، آفتاب‌نزده، قبل‌ازظهر، علی‌الطلوع، اول وقت، بین‌الطلوعین سپیده‌دم، صبح‌دم شفق طلوع آفتاب، دمادم صبح، وقت سحر خروس‌خوان، گرگ‌ومیش، بوق سگ چاشت، ضحی

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی صبح | فرهنگ لغت