صبح تاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صبح تاب . [ ص ُ ] (نف مرکب ) تابنده بصبح . ◄ (ن مف مرکب ) آنچه یا آنکه در معرض تابش آفتاب باشد بهنگام صبح : روزن جانت چو بود صبح تاب ذره بود عرش در آن آفتاب . نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صبح تاب . [ ص ُ ] (نف مرکب ) تابنده بصبح . ◄ (ن مف مرکب ) آنچه یا آنکه در معرض تابش آفتاب باشد بهنگام صبح : روزن جانت چو بود صبح تاب ذره بود عرش در آن آفتاب . نظامی .