صباح کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(صَ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) روز بخیر گفتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(صَ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) روز بخیر گفتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صباح کردن . [ ص َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) روز به خیر گفتن . تهنیت بامداد ادا کردن : آن شخص می آمد به رسم عرب روی خویش بربسته و سلاح تمام پوشیده واو را صباح کرد. (اسکندرنامه نسخه ٔ سعید نفیسی ). رجوع به صباح کنان و صباح الخیر... شود.