صال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صال . (ع مص ) صول . صیال . حمله کردن بر حریف خود و زیادتی نمودن . (منتهی الارب ).
صال . [ صال ل ] (ع ص، اِ) باران سخت و بزرگ قطره که زمین شکافته گردد از وی . (منتهی الارب ). ◄ خر وحشی حادالصوت . (تاج العروس ). ◄ لحم ٌ صال ؛ گوشتی گنده . (مهذب الاسماء) .