صافکرده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانفرهنگ املایی واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانپالیدهفرهنگ املایی واژهدانواژه ثبتشده در فرهنگ املاییواژه قبلی: صافکاریواژه بعدی: صافکن