صاخد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صاخد. [ خ ِ ] (ع ص، اِ) خرمابن تنهاگانه ٔ (؟) پوست رفته . (منتهی الارب ) . ◄ حَرﱡ صاخدٌ؛ گرمای سخت . ◄ واحدٌ فاحدٌ صاخد؛ از اتباع است . (منتهی الارب )؛ یعنی تنها و ناتوان و بی برادر و فرزند. (اقرب الموارد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صاخد. [ خ ِ ] (ع ص، اِ) خرمابن تنهاگانه ٔ (؟) پوست رفته . (منتهی الارب ) . ◄ حَرﱡ صاخدٌ؛ گرمای سخت . ◄ واحدٌ فاحدٌ صاخد؛ از اتباع است . (منتهی الارب )؛ یعنی تنها و ناتوان و بی برادر و فرزند. (اقرب الموارد).