فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۸۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

(آتشین جانی چو من بر صفحه ایام نیست بخیه را بر خرقه من چون سپند آرام نیست) (دل چه گستاخانه با آن زلف بازی می‌کند مرغ نوپرواز را اندیشه‌ای از دام نیست)

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۸۸ | فرهنگ لغت