فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۷۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

تا خیال عارضش در دیده مأوا کرده است گریه خونها خورده تا در چشم من جا کرده است مژده بادای اختر طالع که چشم مست او گوشه چشمی به حال سرمه پیدا کرده است

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۷۷ | فرهنگ لغت