فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۷۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

داغ مشکینم که ناف لاله‌ها را سوخته است از تب غیرت گل خورشید را افروخته است آنچه بر رخساره او می‌نماید خال نیست شبنم نازک دلی در آتش گل سوخته است

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۷۳ | فرهنگ لغت