فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۷۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

لعل سیراب تو ترخنده به صهبا زده است نگهت زهر به سرچشمه مینا زده است گوهر جرات من در صدف طوفان نیست بارها قطره من بر صف دریا زده است

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۷۱ | فرهنگ لغت