فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۶۷۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

می‌به جامم می‌کند چشم خمارآلود تو گل به طرحم می‌دهد روی بهارآلود تو می‌رسی از گرد راه و می‌توان برداشتن گرده خورشید از روی غبارآلود تو

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۶۷۲ | فرهنگ لغت