فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۶۵۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

صبر مرا حواله به سیماب می‌کنی دلداری سفینه به گرداب می‌کنی ما همچو داغ لاله سیه روزگار و تو سیر سمن فشانی مهتاب می‌کنی بیدار می‌کنند به آواز بوسه‌ات در دامن فرشته اگر خواب می‌کنی

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۶۵۳ | فرهنگ لغت