فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۶۴۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

زهی نگاه تو با فتنه گرم همدوشی به دور خط تو خورشید در سیه پوشی ز قرب زلف دل آشفته بود، غافل ازین که در دو روز کشد کار خط به سرگوشی

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۶۴۶ | فرهنگ لغت