فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۵۰۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

فضای چرخ تنگی می‌کند بر مغز پرشورم قبای دار کوتاه است بر بالای منصورم چنان باریک بین گردیده‌ام از عاقبت بینی که جوی شهد آید در نظر چون نیش زنبورم ز صحرای شکرریز قناعت گوشه‌ای دارم که آید در نظر ملک سلیمان دیده مورم

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۵۰۷ | فرهنگ لغت