فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۵۰۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ما به زور اشک، موج از روی جیحون می‌بریم چین جوهر از جبین تیغ بیرون می‌بریم منع ما دریاکشان‌ای زاهدان از ابلهی است ما گلیم خویش را از آب بیرون می‌بریم

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۵۰۰ | فرهنگ لغت