فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۴۹۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

در لباس از سینه تفسیده آهی می‌کشم شمع فانوسم نفس در پرده گاهی می‌کشم گر چه از مشق جنون افتاده‌ام چون خامه باز کار هر جا بر سر افتد مد آهی می‌کشم صحبت خلق است مجنون مرا بر دل گران خویش را از کام شیران در پناهی می‌کشم

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۴۹۴ | فرهنگ لغت