فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۴۸۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

هر کس که چون صدف دهن خویش کرد پاک لبریز می‌شود ز گهرهای تابناک بی‌سجده می‌کنند نماز جنازه را مگذار پیش مرده دلان روی خود به خاک

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۴۸۳ | فرهنگ لغت