فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۴۶۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

سرمه یعقوب را مالیده گرد دامنش دست برده است از ید بیضا بیاض گردنش عشق در هر دل که افروزد چراغ دوستی برق چون پروانه می‌گردد به گرد خرمنش

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۴۶۹ | فرهنگ لغت