فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۴۰۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

هر کس که از رخ تو نظر آب می‌دهد خرمن به برق و خانه به سیلاب می‌دهد در خون یک جهان دل بی‌تاب می‌رود مشاطه‌ای که زلف ترا تاب می‌دهد صیدی که بی‌قراری وحشت کشیده است در چشم دام، داد شکرخواب می‌دهد

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۴۰۲ | فرهنگ لغت