فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۶۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

به تیغ هر که شود کشته پایدار شود رسد چو قطره به دریا یکی هزار شود ز چارپای عناصر پیاده هر کس شد به یک نفس چو مسیحا فلک سوار شود

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۶۶ | فرهنگ لغت