فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۵۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

غبار خط چو به عزم نبرد می‌خیزد ز آب چشمه خورشید گرد می‌خیزد ستاره در قدم او سپند می‌سوزد سبکروی که چو خورشید فرد می‌خیزد

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۵۵ | فرهنگ لغت