صائب تبریزی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۱۰۵۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
مجلس امشب از فروغ لاله رویان روشن است بیخبر هر سو که میغلطد نگاهم گلشن است تیره روزان یکدگر را خوب پیدا میکنند سرمه او گوشه چشمی که دارد با من است تا به چندیای آفتاب حسن مستوری کنی؟ چشم ما حیرت نگاهان کم ز چشم روزن است؟ ای صبای بیمروت برق تازی واگذار روح بیمار زلیخا همره پیراهن است صائب احوال مقام دل چه میپرسی ز من؟ خانه حسرت نصیبان محبت گلخن است