صائب تبریزی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۱۰۴۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
باده بیلعل لب دلبر کشیدن مشکل است تلخی از دریای بیگوهر کشیدن مشکل است در حریم وصل، پاس شرم نتوان داشتن در بهاران سر به زیر پر کشیدن مشکل است وحشت ظلمت گوارا گردد از آب حیات ناز خط بیلعل جان پرور کشیدن مشکل است هر تنک ظرفی نمیگردد حریف آسمان شیشه پر زهر را بر سر کشیدن مشکل است با ثمر بار رعونت نیست بر دلها گران ناز نخل از عرعر بیبر کشیدن مشکل است عمر جاویدان نگردد جمع با فرماندهی آب خضر از جام اسکندر کشیدن مشکل است سر به زیر بال کش صائب به فکر گلستان چون گلستان را به زیر پر کشیدن مشکل است