شیفته کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیفته کردن . [ ت َ / ت ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) عاشق و شیدا کردن . دل بردن و آشفته ساختن : خلق را بر تو چنین شیفته احسان تو کرد تا تو باشی دل تو سیر مباداز احسان . فرخی . شیفته کرد مرا عشق و ولای تو چنین شایدم هرچه به من عشق و ولای تو کند. منوچهری .