شیطانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) [ ع - فا. ] (حامص.)<BR>۱- شیطنت.<BR>۲- سرکشی.<BR>۳- شرارت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) [ ع - فا. ] (حامص.) ۱- شیطنت. ۲- سرکشی. ۳- شرارت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیطانی . [ ش َ ] (اِخ ) شیطانیه . فرقه ای است منسوب به شیطان الطاق . (از لباب الانساب ). رجوع به شیطانیه شود.
شیطانی .[ ش َ / ش ِ ] (ص نسبی ) منسوب به شیطان . (ناظم الاطباء). مقابل رحمانی : عملیات شیطانی . (یادداشت مؤلف ). ♦ خوابهای شیطانی ؛ اضغاث احلام . (یادداشت مؤلف ). ◄ محتلم . (یادداشت مؤلف ). حالت احتلام دارنده . ◄ نام قسمی کاغذ. (یادداشت مؤلف ). ◄ (حامص ) شیطان بودن . شیطنت . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ نافرمانی و سرکشی . ◄ شرارت و بدکرداری . (ناظم الاطباء). ◄ شوخی و بازیگوشی (در طفل ). ناآرامی . (یادداشت مؤلف ).
مترادف و متضاد واژهدان
شرارت، شیطنت چموشی، سرکشی بدرفتاری، بدکرداری اهریمنی احتلام، جنب، محتلم (متضاد: خوشرفتاری، انسانی، اهورایی، ملکی)
فرهنگ طیفی واژهدان
اهریمنی، شیطان صفت، دیوخو، دیوخوی، دیوسیرت، اماره، ظالم، ضد بشر
واژگان فارسی سره واژهدان
پلید، اهریمنی