شیطانک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیطانک . [ ش َ / ش ِ ن َ ] (اِ مرکب ) عنکبوت . (یادداشت مؤلف ). ◄ قسمتی متحرک از تفنگ که به اراده ٔ تیرانداز بسختی بر پستانک خورد و آتش از چاشنی جهاند. در تفنگ و امثال آن، آهنی که با کشیدن پاشنه بر چاشنی بسختی فرودآید و آنرا مشتعل کند. (یادداشت مؤلف ). دنگ . چخماق . ◄ (اصطلاح موسیقی ) درساز، پرده ٔ نخستین تار یا چیزی شبیه خرک بالای دسته .(یادداشت مؤلف ). سیمگیرساز. (فرهنگ فارسی معین ).