شیطان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(شَ یا ش) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- دیو، اهریمن.<BR>۲- نافرمان.<BR>۳- شرور. ؛ ~ را درس دادن بسیار حیله گر بودن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(شَ یا ش) [ ع. ] (اِ.) ۱- دیو، اهریمن. ۲- نافرمان. ۳- شرور. ؛ ~ را درس دادن بسیار حیله گر بودن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیطان . [ ش َ ] (ع اِ) هر سرکش و نافرمان از مردم و پری و ستور و جز آن . ج، شَیاطین . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نافرمان . متمرد. (از فرهنگ فارسی معین ) (از اقرب الموارد). ◄ دیو. (دهار) (مهذب الاسماء) (مجمل اللغة) (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ترجمان القرآن ص ٢). ◄ دیو استنبه . (ناظم الاطباء). ◄ دیو مردم . (دهار) (مهذب الاسماء). ◄ بدخوی سخت دل . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ نوعی از نبات . ج، شیاطین . (مهذب الاسماء). نوعی از زقوم . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). ◄ مار. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ (از ع، ص ) در صفت بچه ٔ شریر بی آرام شوخ . تُخْس . بازیگوش . (یادداشت مؤلف ).
شیطان . [ ش َی ْی َ ] (اِخ ) دو زمین هموارند در صمان و در آن هر دو آبگیرهاست برای آب باران . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
شیطان . [ ش َ ] (اِخ ) ابن فرط ازدی . صحابی است و نبی (ص ) نام اورا تغییر داده به عبداﷲ موسوم کرد. (منتهی الارب ).
مترادف و متضاد واژهدان
ابلیس، اهریمن، دیو، عفریت، عفریته، هرماس، هرمس زبل، زرنگ، محیل آتشپاره، بازیگوش، تخس، شرور (متضاد: آدم)
فرهنگ طیفی واژهدان
ابلیس، اهرمن (اهریمن)، روح شیطانی، روح خبیث لوسیفر، مفیستو، مار، فرشته راندهشده
واژگان فارسی سره واژهدان
دیو، اهریمن
واژگان قرآن
فَأَزَلَّهُمَا الشَّیْطانُ «شیطان» از مادّه «شطن» گرفته شده، و «شاطن» به معناى خبیث و پست آمده است و شیطان به موجود سرکش و متمرّد اطلاق مى شود، اعم از انسان و یا جنّ و یا جنبندگان دیگر، و به معناى روح شریر و دور از حق، نیز آمده است، که در حقیقت همه اینها به یک قدر مشترک بازگشت مى کنند. باید دانست «شیطان» اسم عام (اسم جنس) است، و به عبارت دیگر «شیطان» به هر موجود موذى و منحرف کننده و طاغى و سرکش، خواه انسانى یا غیر انسانى مى گویند. مراد از «شیطان» در سوره «حجر» همان موجودات خبیثه متمردند که مى خواهند به آسمانها بروند و گوشه اى از اخبار این عالم ما که در آسمانها منعکس است، از طریق «استراق سمع» (گوش دادن مخفیانه) در یابند، و به دوستان خود در زمین برسانند، ولى شهابها همچون تیر به سوى آنها پرتاب مى شوند و آنها را از رسیدن به این هدف باز مى دارند.(20)