شیشه خانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیشه خانه . [ شی ش َ / ش ِ ن َ / ن ِ ] (اِمرکب ) اطاق آینه کاری . (یادداشت مؤلف ) : همچو سنگ منجنیقی آمدی آن سخن بر شیشه خانه ٔ او زدی . مولوی . رفتم به شیشه خانه و چیدم به پیش او الوان زجاج پر می گلرنگ یک قطار. ارادت خان واضح (از آنندراج ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی