شیشه بازی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیشه بازی .[ شی ش َ / ش ِ ] (حامص مرکب ) عمل و صفت شیشه باز. (یادداشت مؤلف ). شعبده بازی با گوی و ساغر. (ناظم الاطباء). فنی است از رقاصی که رقاصان شیشه و صراحی پر از آب و گلاب بر سر گذارند و رقص بنیاد کنند و با وصف حرکات رقص شیشه از سر نمی افتد و اگر بیجا شود به حرکات اصول بر گردن و بازو بگیرند و نگاه دارند. (آنندراج ) (غیاث ). ◄ عملی مانند سینما. قسمی سینما در قدیم که اصل سینمای امروزین است . چیزی شبیه به سینمای امروز ولی فانوس خیال نیست چه فانوس خیال همین شهر فرنگ امروز است . این بازی جزو بازیهای ریدک خوش آرزو آمده و مراد قسمی سینما بوده که با شیشه و نورمی کرده اند و فانوس خیال نوعی از آن است و جام باز و جام بازی نیز همان است . (یادداشت مؤلف ) : بر آن شیشه دلان از ترکتازی فلک را پیشه گشته شیشه بازی . نظامی . فغان زین چرخ کزنیرنگسازی گهی شیشه کند گه شیشه بازی . نظامی . برون آمد ز پرده سحرسازی شش اندازی بجای شیشه بازی . نظامی . شیشه بازی ّ سرشکم نگری از چپ و راست گر به این منظر بینش نفسی بنشینی . حافظ. شکسته بر سر هم از ره شوخی و بیباکی هزاران دل به مشق شیشه بازی شاهد نازش . شفیع اثر (از آنندراج ). ◄ حقه بازی . (آنندراج ).