شیشه باز
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (ص فا.) = شیشه بازنده:<BR>۱- (کن.) محیل، حیله گر، دغاباز.<BR>۲- آن که با گوی و ساغر شعبده بازی کند.<BR>۳- آفتاب.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (ص فا.) = شیشه بازنده: ۱- (کن.) محیل، حیله گر، دغاباز. ۲- آن که با گوی و ساغر شعبده بازی کند. ۳- آفتاب.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیشه باز. [ شی ش َ / ش ِ ] (نف مرکب ) محیل و حیله گر و دغل باز و شعبده باز. (ناظم الاطباء) (از انجمن آرا) (از غیاث ) (از برهان ) (از آنندراج ) : از سنگلاخ رز دل این شیشه باز من خندان چو کبک مست ز کوه و کمر گذشت . صائب (از آنندراج ). ◄ فرقه ٔ بازیگران رقاص که شیشه بر سر گرفته رقص کنند. (غیاث ). ◄ (اِ مرکب ) آفتاب . (ناظم الاطباء). کنایه از آفتاب است . (از برهان ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ).