فرهنگ لغت

شیرگی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شیرگی . [ رَ / رِ ] (ص نسبی، اِ) نوعی خرما در شهداد. (یادداشت مؤلف ). ◄ کسی که به کشیدن شیره ٔ تریاک عادت کرده . (فرهنگ فارسی معین ). شیره ای .

معنی شیرگی | فرهنگ لغت