شیرکوه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیرکوه . (اِخ ) مکنی به ابوحارث و ملقب به ملک المجاهدین یا ملک منصوربن شاذی بن مردان عم صلاح الدین ایوبی حکمران حمص (از ٥٨١ هَ . ق .). (یادداشت مؤلف ).
شیرکوه . (اِخ ) دهی است از بخش رودبار شهرستان رشت . سکنه ٔ آن ٨١٢ تن . آب آن از چشمه های محلی . حمام و سه باب دکان دارد و روی ارتفاعات (٤هزارگزی ) آن آثار دو قلعه ٔ خرابه ٔ قدیمی به نام کول و چهل گزچال دیده می شود. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٢). ◄ نام کوهی میان رودبار و رشت . (یادداشت مؤلف ).
شیرکوه . (اِخ ) قله ٔ مهم کوههای غربی یزد. به ارتفاع ٣٦٦٠ گز. (از جغرافیای طبیعی کیهان ). نام کوهی به یزد. (یادداشت مؤلف ). کوهی است در جنوب غربی یزد که قله ٔ آن ٤٠٧٥ گز ارتفاع دارد. وجود همین کوه سبب شده است که در کنار دشتی سوزان و بی آب و علف، یزد و اطراف آن آب و هوایی بسیار خنک و مطبوع داشته باشد. (از فرهنگ فارسی معین ).