شیره ای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیره ای . [ رَ / رِ ] (ص نسبی ) آنکه شیره فروشد. (یادداشت مؤلف ). ◄ آنکه شیره ٔ تریاک استعمال کند کشیدن را. آنکه شیره ٔ تریاک کشدبا حقه ٔ وافور. آنکه شیره ٔ تریاک تدخین کند. (یادداشت مؤلف ). ◄ منسوب به شیره ٔ انگور. از شیره ٔ انگور: مربای شیره ای . ◄ که آلوده به شیره شده است : دستم شیره ای است . (یادداشت مؤلف ). ♦ دست شیره ای ؛ دزد. (یادداشت مؤلف ): دستش شیره ای است ؛ دوسنده است و به هرچه رسد، بردارد و برباید. (از امثال و حکم دهخدا). دزد است . (از یادداشت مؤلف ). ◄ چسب دار. چسبنده . دوسنده .