شیرنوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیرنوش . (نف مرکب ) شیرنوشنده . که شیر مادر بخورد. شیرخوار : کودک اول چون بزاید شیرنوش مدتی خامش بود از جمله گوش . مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیرنوش . (نف مرکب ) شیرنوشنده . که شیر مادر بخورد. شیرخوار : کودک اول چون بزاید شیرنوش مدتی خامش بود از جمله گوش . مولوی .